تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
جایی برای دوست داشتنی هایم


۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

ما آدما 

هنوز هم مثل بچگیمون 

کسی که بیشتر باهامون بازی کنه رو

بیشتر دوست داریم !


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۳۰ ۹ ۱۰۴

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۳۰ ۹ ۱۰۴



منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۲۸ ۱۱ ۱۳۸

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۲۸ ۱۱ ۱۳۸


وقتی رفت چیزی درونم شکست . خیلی سعی کردم فراموشش کنم . دور و برم را شلوغ کردم . هر روز یک دوست جدید و هر روز یک رابطه ی تازه اما ....

اما هیچ کدام نتوانستند جای او را بگیرند . هیچ کس مثل او نبود .

دیگر تحمل دوری اش را نداشتم . بلند شدم . غروری که مانع رفتنم بود را زیر پا له کردم و رفتم . 

وقتی درخانه را باز کردم دیدم پشت در ایستاده و انگشت اشاره اش را برای زنگ زدن بالا آورده است .


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۲۶ ۷ ۱۰۵

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۲۶ ۷ ۱۰۵


گفت : پسرم بیا ناهار بخوریم .

پرسید : ناهار چی داریم مادرجان ؟

گفت : باقالی پلو با ماهی 

با خنده گفت : امروز ما این ماهی را می خوریم و روزی این ماهی ها ما را می خورند .


چند سال بعد ..... والفجر ٨ ..... درون اروند گم شد .... و مادر تا آخر عمر ماهی نخورد 😢😢😢


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۲۴ ۷ ۱۲۰

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۲۴ ۷ ۱۲۰


سلام دوستان 

با عذرخواهی مسابقه ی شعردون در این مرحله برگذار نمی شود

با تشکر از کسانی که زحمت کشیده و شعرهایشان را فرستادند 


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۹ ۵ ۹۵

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۹ ۵ ۹۵


در جواب سید . ق . م 

دوست سید . ق . م. که اسم (( دوستانه )) را یدک می کشد پیام هایی بی ادبانه به بنده ارسال کرده که من با وجود خیلی ناراحت شدن آن ها را پاک کرده و نمایش ندادم

خدا شاهده که ایشون و دوستانشون دیشب سر مسابقه ی شعر دون آنقدر من را اذیت کردند و تهمت زدند که می خواستم کل وبلاگم را حذف کنم که مامانم مانعم شد

من سعی کردم فراموشش کنم و اینکارو کردم 

این دوستانه حتی جرئت نکرده آدرس وبلاگش را بنویسد . پس من نمی توانستم او را پیدا کنم

حالا این آقای ق . م به بنده پیام داده اند که من رفته ام و در وبلاگ دوستانه حرف هایی زده ام 

سید.ق.م در مطلب کتاب تن تن و سندباد 
تو رفتی وب دوستانه اون حرفا رو زدی؟

این درحالی است که من حتی آدرس وبلاگ این شخص را نداشته ام 

دوستان بیانی به من بگویید که این حق است ؟؟؟ 


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۹ ۷ ۱۱۵

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۹ ۷ ۱۱۵


روزی روزگاری شیطان به فکر سفر افتاد. با خود عهد کرد تازمانی که  انسانی نیابد که بتواند او را به حیرت وا دارد، از این سفر بر نگردد. او هزاران فرسنگ راه رفت ولی در هیچ کدام از جاده های دنیا به هیچ بنده ای که توجه او را جلب کند و یا حتی کنجکاوی او را بر انگیزد، بر نخورد. دیگر داشت خسته می شد. تصمیم گرفت به مکان مقدسی سر بزند؛ ولی حتی آنجا هم، که همیشه مبارزه ای ریشه دار از زمانهای دور، علیه او جریان داشت، هیچ چیز نتوانست حیرت زده اش کند.

دلسرد و نا امید و افسرده در سایه درختی  ایستاده بود که رهگذری گرما زده با کیفی بر دوش کنار او ایستاد. کمی که استراحت کرد خواست به رفتنش ادامه دهد. مرد قبل از اینکه به راه خود ادامه دهد، به او گفت: " تو شیطانی !"

ابلیس حیرت زده پرسید: "از کجا فهمیدی؟!"


تا همین الآن بینی کاربردی غیر از بویایی و زیبایی نداشت اما یک مرد چینی یک تنه این تصور را از بین برد .

از این پس کشیدن خودرو نیز به کارایی بینی اضافه شد .

این مرد چینی یک خودرو با چهار سرنشین را به وسیله ی بینی اش به مسافت ده متر کشید .

کشیدن ماشین معمولی بدون سرنشین خیلی خیلی کار سختی است و کلی طول می کشد ولی آقای وانگ این ماشین با چهار سرنشین را به مسافت ده متر با بینی اش در ١٢ ثانیه کشید . 

فقط می تونم بگم : خسته نباشی دلاور , بینی ات سلامت باد پهلوان !


نتیجه ی اخلاقی : دماغتان را دست کم نگیرید .


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۸ ۸ ۸۷

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۸ ۸ ۸۷


داشت از راهی می گذشت که دید زن و مرد جوانی مشغول دعوا هستند . نمی خواست چیزی بگوید ولی واقعا حرکاتشان زننده بود . جلو آمد و با مهربانی گفت : باهم نسبتی دارین ؟؟؟ حتی اگه زن و شوهر هم هستین کوچه و خیابان جای این کارا ....

هنوز حرفش تموم نشده بود که زنه فرار کرد و مرد جوان او را مهمان مشت های خود کرد

حجت الاسلام محسن فراهانی در قبال تذکر لسانی اش مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به شدت مجروح شد .

نکته ی جالب اینه که ضارب بوکسور قهرمانی بود که به تازگی بنر های قهرمانی اش دیوار های محل را پر کرده بود . 

اما حاج آقا به حرمت اعیاد شعبانیه و میلاد حجت خدا از ضارب گذشت تا نشان دهد پهلوان فرق می کند با قهرمان .


🌷🌷سلامتی تمام پهلوان های ایران زمین صلوات 🌷🌷


منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۶ ۸ ۹۷

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۶ ۸ ۹۷


تشکر از خانوم خانه 

روزی صد نفر به خانمان می آمدند ولی خانومم همیشه اصرار می کرد که توی هر مهمانی حتما آقای مطهری هم دعوت شود . وقتی دلیلش را می پرسیدم می گفت : ایشون تنها کسی هستند که موقع خداحافظی به کنار آشپزخانه می آید و از من تشکر می کند , بقیه ی مهمان ها فقط از شما تشکر می کنند 


داشت عباس قلی خان پسری

پسر ناخلف و خیره سری 

پسری تخس و شرور و بدنام 

باعث شرم تمام اقوام 

از همان بچگی هاش بدلج بود

طینتش باطل و دستش کج بود 

بس که بود این پسره خیره و بد

جیب بابا - ننه را هم می زد

خانه را یکسره غارت می کرد

وقت و بی وقت شرارت می کرد

نه سر ظهر نه شب منزل بود

دایما توی خیابان ول بود 


سلام دوستان عزیزم 
یک مسابقه می خوام راه بندازم به اسم (( شعر دون )) 
برای دریافت اطلاعات بیشتر به قسمت مسابقه ی شعر دون مراجعه کنید و اگر موافق هستید که این مسابقه راه بیفته توی همین پست اعلام کنید 
خیلی خیلی ممنونم

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۳ ۲۵ ۴۹۹

منصوره 🌹🌹🌹 ۹۶-۴-۱۳ ۲۵ ۴۹۹


سلام
اینجا قراره جایی باشه برای دوست داشتنی هایم
برای اینکه انرژی مثبت بگیرم
برای دلنوشته هایم
برای خودم و همه ی دوستانم
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

تاریخ ثبت وبلاگم : ٢۶ / ٣ / ١٣٩۶