یک اردیبهشتی توووووپ

مطالب طنز و اجتماعی فوق العاده قشنگ

کتابی برای همه

  • منصوره 🌹🌹🌹
  • شنبه ۲۳ دی ۹۶
  • ۱۴:۴۵


کتاب آواز هایم برای تو / نویسنده : نورا حق پرست

تصمیم گرفته ام این کتاب محشر رو معرفی کنم . این کتاب خیلی جالبه . خیلی ویژگی های مثبت داره . کامل تر بگم بهترین ویژگی اش اینه که اول هر داستان یک عکس قدیمی را توصیف کرده است . بعدش در گوشه کنار داستان زندگی این خانواده ماجرای آن عکس را توضیح می دهد زیاد اهل تعارف نیستم ولی این رمان واقعا خوبه :)

داستان درمورد یک خانواده ی چهار نفره است : محسن , پدر خانواده - مهتاب , مادر خانواده - بهار و علی , فرزندان خانواده - البته بعد ها حامی و مادربزرگ هم به این خانواده ی پر از محبت اضافه می شوند . 

١۴ داستان زیبا از ماجراهای تک تک افراد خانواده ...

داستان (( انگار باران می بارد )) : درمورد فرزند ارشد خانواده به اسم علی است که عاشق عکاسی است . در توضیح داستان علی , مادربزرگ داستان زندگی دایی نادر را هم تعریف می کند . از علاقه هایش ... از اخلاقیاتش ... از جبهه رفتنش ... از شهید شدنش ...

داستان (( باغچه ی کودکی )) : در مورد تک دختر خانواده , بهار است . درمورد نگرانی ها و ناراحتی هایی که برایش به وجود آمده و تعریف خاطره های شیرین مامان مهتاب از کودکی بهار ...

داستان (( شهر گنجشک ها )) : داستان سفر مامان مهتاب همراه با بهار به شهر جنگ زده ی هویزه در سال های اولیه ی جنگ است و دوستی بهار کوچولو با بچه های خرمشهر و هویزه است ...

داستان (( قطار می رود )) : درمورد عکسی از دایی نادر است که باقی مانده و علی کنجکاوانه به دنبال هم رزمان دایی اش می گردد تا ماجرای آن عکس و عملیات را بداند ...

داستان (( آوازهایم برای تو )) : درمورد پیدا شدن حامی , بچه ی جنگ زده ای که پدر و مادرش را در جنگ از دست داده و در نوزادی مهتاب از او مراقبت می کرد , و بازگشت او و مادربزرگش به خانواده ی مهتاب خانوم است ...

   🍎🍎 قشنگ ترین داستان این کتاب همین داستان است . شاید برای همین اسم این کتاب همین است . 🍎🍎

داستان (( کوچه ها بی تو پایان ندارد )) : بالاخره در آخرین داستان کتاب درمورد اذیت شدن های بهار با ورود حامی به خانواده و رفتارهای اون دو نفر و نگرانی های مهتاب و محسن است ...

اولین داستان کتاب به اسم (( پرواز لبخندها )) روایت داستان برنده شدن ایران در مقابل استرالیا و صعودش به جام جهانی ١٩٩٨ است ...

این داستان رو به صورت خلاصه برایتان نوشته ام :

 بهار از همان جا که نشسته بود داد زد : (( مامان , به بابا خیلی سلام برسون . ))

علی گفت : (( بهار , ساکت )) بعد خودش بلند تر از بهار گفت : (( به بابا سلام برسون . بگو دعا کنه که ایران ببره . )) 

مهتاب بعد از خداحافظی گوشی را گذاشت و دوید سر جایش نشست . دقیقه های اول بازی بود . گزارشگر همان طور که با دقت حرکات بازیکن ها و توپ را همراه تصویر توضیح می داد , هر چند دقیقه یک بار می گفت : (( اگر تیم فوتبال ایران برنده بشه بعد از اولین صعودش در سال ١٩٧٨ می تونه برای بار دوم راهی جام جهانی بشه و جواز حضور در مسابقات فوتبال سال ١٩٩٨ را به دست بیاره )) ...

همراه با صدای گزارشگر صدای علی و بهار و حامی و البته مهتاب هم ناخودآگاه بلند می شد :

- آهان , شوتش کن .

- الان وقتشه توپ رو پاس بده 

- آخ ! چه کارمی کنین ؟!

- نذارید گل بزنن

ناگهان صدای کشدار و غمگین گزارشگر گفت : گل , متاسفانه تیم استرالیا در دقیقه ی سی و دو بازی اولین گلش رو به ثمر رسوند .

صدای آخ آخ و نوچ نوچ تمام خانه رو پر کرد ...

هنوز دقایقی از شروع نیمه ی دوم بازی نگذشته بود که تیم استرالیا دومین گلش را هم زد . احمد رضا عابدزاده , دروازه بان تیم ایران با دست هایی خالی و چشم های بهت زده و غمگین جلوی دروازه خشکش زده بود . ناگهان یکی از تماشاچی ها پرید وسط زمین و  یکراست به سمت دروازه ی ایران دوید . استرالیایی ها او را خوب می شناختند . او (( پیتر هو )) بود و حالا داشت دیوانه بار تور دروازه ی ایران را پاره می کرد تا شکست ایران را حتمی کند . بازی تا زمانی که او را از زمین خارج کردند متوقف شد ...

مادر بزرگ ناراحت شد و گفت : انگار فوتبال دین و ایمانشه ...

تقریبا تا پایان بازی چهل دقیقه مانده بود و شکست ایران قطعی بود که ناگهان بازی قدرتمندانه ی ایران شروع شد . توقف کوتاه بازی به خاطر رفتار تحقیر آمیز پیتر هو باعث شده بود که ایران جان بگیرد  ...

تلاش سه بازیکن قوی ایران که توپ را در اختیار داشتند نفس را در سینه حبس کرده بود . گزارشگر تلویزیون با هیجان فریاد می زد : کریم باقری ... علی دایی... دوباره کریم باقری وگگگگگگگگگگگگگگل ! گل ! گل 

فریاد علی و حامی و بهار و مهتاب بلند شد . مادر بزرگ اشک شوق می ریخت ...


اگر شما هم مشتاق شدید تا این کتاب رو بخونید معطل نکنید .


دیگر کتاب های معرفی شده : تن تن و سندباد - مگیل -

  • نمایش : ۲۴۰
  • آرش دامن افشان
    سلام، وبلاگ تون رو دنبال کردم، ممنون میشم شما هم دنبال کنید :)
    دنبال شدید
    علیرضا امیدیان نسب
    سلام
    ممنون از معرفی کتاب
    خواهش می کنم :)))
    mm ka
    ممنون از معرفیتون
    خواهش دوست عزیز
    محمد فرهمند
    حیف که حال و حوصله ی رمان خوندنو ندارم
    چرا ؟؟؟
    :(
    سام نجفی نیا
    مرسی از معرفی کتاب
    خواهش می کنم
    ممنون :)
    مخلوق خلاق
    میکردم دنبالش
    باید جذاب باشه
    راستی ترکش های ولگرد رو تا جلد سه تمام کردم
    واقعا بابت معرفیش ممنونم ازت
    آفرین 😊
    رویا رویایی
    مرسی بابت کتاب خوبی که معرفی کردین
    ممنون 
    وظیفه بود 😇
    پیام غدیر ...
    شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد. 
    من هم به تمام شیعیان جهان تسلیت می گویم
    امین شفیع زاده

    سلام

    شهادت جانسوزامام جعفرصادق (ع)تسلیت باد.

    اینجانب وبلاگ شما رادنبال کردم.

    amin2004.blog.ir

    سپاس
    آریو m.r
    ممنون بابت اینکه نسبت به وضعیت موجود (کتاب کم خواندن مردم کشور) بی تفاوت نیستین و سعی مس کنین فرهنگ کتابخونی رو گسترش بدین...
    در ضمن من تمام پست هاتون رو می خونم و وبتون رو دنبال می کنم
    ولی چند وقت پیش اواتارم رو عوض کردم 
    شاید این باعث سردر گمی تون شده؟؟؟؟
    مرسی بابت لطفتون :)
    سهیل اسدبیگی
    سلام وبلاگتون بسیار زیباست به ماهم یه سر بزنید
    www.applesp.ir
    باشه
    سهیل اسدبیگی
    سلام وبلاگتون بسیار زیباست به ماهم یه سر بزنید
    www.applesp.ir
    چشم
    پیام غدیر ...
    سلام و خدا قوت 
    با افتخار دنبال شدید
    ممنون
    بانو ...
    متشکرم :)
    خواهش بانو جون :)
    N@f@s 2000
    ممنون منصوره جون:)
    ایشالا بعد کنکور میخونمش
    حتما اینکارو بکن نفسی 😊😊
    Va hid
    سلام

    مثل همیشه خوب بود

    ممنون 
    سپاس 😉😉
    miss bell
    حتما میخونمش
    😋😋😋
    دست نویس
    سلام
    بنظر میاد داستان های جذابی توش هست
    ممنون که کتاب معرفی کردید
    بله 
    همینطوره 😉😉

    خواهش می کنم 😊
    علیـ ــر ضــا
    ممنون 
    =)
    Niilgoon . Ta
    کتــــاب عااولیه اینگاا....
    :)
    اجی هر وق اومدی ی سر ب وبم بزن کارت دارم :))
    بهتر بگم محشرهههههههههههه
    باشع
    سیّد محمّد جعاوله
    خوبه
    :/
    :)
    میم . الف
    زیادتعریف کردین ازاین کتاب :) وسوسه شدم بخونمش،البته بعدکنکور. D:
    توی کنکور موفق باشید :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    سلام دوستان
    فقط یادتون باشه دنبالم کنید حتما دنبالتون می کنم
    با تبادل لینک هم موافقم
    نظر هم فراموش نشود
    امیدوارم از مطالب من خوشتون بیاد
    (( کپی از مطالب فقط با ذکر منبع ))
    خوش آمدید دختر پسرای گل به
    وبلاگ یک اردیبهشتی توووووپ

    تاریخ ثبت وبلاگم : ٢۶ / ٣ / ١٣٩۶