تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
جایی برای دوست داشتنی هایم



تعزیه که تمام شد همه صلوات فرستادند . چشم ها همه اشک آلود بود و عده ای هنوز بر سر می زدند و ناله می کردند .
پیرمردی از میان جمعیت برخاست و به طرف تعزیه خوان ها رفت . نزدیک آنها که رسید دستش را بالا برد و سیلی محکمی به صورت شمر زد .
شمر مات و مبهوت کلاه فلزی و شال سرخش را به زمین انداخت و با چشمانی پر از اشک به پیرمرد خیره شد .
پیرمرد شرمنده , دست های خود را گشود و او را در آغوش کشید .
سر به شانه ی او گذاشت و گفت : مرا ببخش جوان ! این سیلی مال تو نبود , مال شمر بود .


بعدا نوشت : دوستان کاش معنای واقعی داستان رو درک کنید .


نظرات (۱۷)

  • حانی ...
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۷:۲۴

    عزیزم ‎:'(

    چقدر دل پیر مرد پاک بوده.

  • Maryam mariyana
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۷:۴۳
    سلام 
    چه جوون سر به زیری بوده ، می تونست هر واکنش دیگه ای نشون بده 
  • مخلوق خلاق
    يكشنبه ۲ مهر ۹۶ , ۱۸:۰۱
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    اوه
    زد؟
    ***** **** **** ***** ****** *** *****
    • author avatar
      منصوره 🌹🌹🌹
      ۳ مهر ۹۶، ۱۷:۳۲
      انتظار این حرف رو ازتون نداشتم
      من قصدم از این داستان چیزه دیگه ای بود
      اصلا معنای این داستان یه چیز دیگه بود 
  • Marg Margbar
    يكشنبه ۲ مهر ۹۶ , ۱۸:۱۱
    یه خدا قوت به پیمرد بگویم

    وقتی ادمو فاز برداره همینجوریه
  • Unknown 96
    دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۱۸:۳۹
    چرا بد ...؟!
    خوب اون پیرمرد هم از دست شمر ناراحت بود و در حد خودش خواست مقابله کنه و سیلی زد ...و همینطور که گفت به نقش اون پسر نه خوده اون پسر ...معذرت خواهی هم که کرد
    به نظرم چیز بدی نداشت نمیدونم والا 
    به نظرم هرکس خوب یک برداشتی میتونه داشته باشه ولی علنا داستان هایی از این قبیل که یک مفهمومی پشتشه رو جور دیگه معنی کردن منطقی نیست چون بیشتر مثل این میمونه که آدم یه موضوع جدی و مفهمومی رو به شوخی بگیره و باهاش برخورد کنه
    التماس دعا
    • author avatar
      منصوره 🌹🌹🌹
      ۳ مهر ۹۶، ۱۸:۳۹
      کاملا باهات موافقم
      خیلی ممنونم ازت دوست عزیز
  • سمیه لاریمی
    دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۲۰:۲۱
    پیرمرد سیلی رو به پسر زد نه شمر
    میتونم برداشت شما رو درک کنم.ولی من موافق نیست.به یکی سیلی بزنی بگی به شمر سیلی زدم. این درست نیست.
    چند سال پیش سریالی پخش شد که نقش اولش خیلی امام حسین و دوست داشت.ولی طی داستان این مرد بر میگرده به دوران امام حسین.
    اما تو اون دوران به خاطر حفظ جونش همش تو یارای یزید بود.سریال میخواست نشون بده هر کسی که ادعا میکنه امام حسین و دوست داره دوست داشتنش واقعی نیست.دوست داشتنی واقعیه که اگه فرد تو دوره امام حسین بود ازش حمایت میکرد
    برداشت شما از این داستان یه جور دیگه است .ولی دوست عزیز سیلی زدن به یک نفر بدون دلیل جلوی دیگران کاربدیه خیلی بد.ما مردم ایران باید یاد بگیریم حق الناس از همه چیز مهمتره. امام حسین هم قبل از جنگ از یاراش خواست هر کی حق الناسی گردنش بره.یعنی حق الناس از کنار امام حسین جنگیدن هم مهم تر بود
    • author avatar
      منصوره 🌹🌹🌹
      ۳ مهر ۹۶، ۲۰:۲۶
      حرف شما صحیح ولی من هم دلایلی زیادی دارم 
      درسته شاید سیلی زدن بد بود 
      ولی اگه فقط ذره ای کسی به معنای داستان توجه کنه میتونه معنیش رو بفهمه
      چرا معنای زیبا ی داستان رو فقط به خاطر یک اشتباه (( که همه ی ما روزانه اشتباه می کنیم )) نابود کنیم !
  • سمیه لاریمی
    دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۲۰:۳۸
    من احساسات لطیفتو درک می کنم خانمی. این از قلب پاکت نشات میگیره.ولی وبلاگ نویسی اینه. آدما از زاویه های مختلف به موضوع نگاه می کنند.همین امر هم باعث رشد ما آدما میشه.
    موفق باشی دوست عزیز
    • author avatar
      منصوره 🌹🌹🌹
      ۳ مهر ۹۶، ۲۰:۴۳
      من هم مشکلی با انتقاد ندارم .
      مثلا انتقاد شما خیلی مفید بود ولی کامنت دو نفر خیلی اذیتم کرد
      مرسی دوست محترم
  • سیّد محمّد جعاوله
    دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۲۱:۱۰
    لابد حقش بوده
    حق همیشه با بزرگتراس
    • author avatar
      منصوره 🌹🌹🌹
      ۳ مهر ۹۶، ۲۱:۱۷
      نه دیگه
      قبول دارم که اشتباه بزرگی کرد که سیلی زد ولی خوب برای من معنای داستان مهمه
  • مخلوق خلاق
    دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۲۲:۴۸
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ****** ******** ** ** ** *** ** ****** ****** ** ****** *** *** ** **** *** *** ** *** ** *** * ***** **
    ** *** *** *** *** ****** *** *** * **** *** ***
    *** ***** ** *** ***** * ****** ***** ** ****** ** ****** *** **** ****** **** ****** ** ****** *** *** **** * ** ***** * ****
  • mitra .mo
    دوشنبه ۳ مهر ۹۶ , ۲۳:۴۱
    ای بابا اصل داستانو بگیرید دیگه
    سر یه داستان کوچیک که معنایش خیلی هم سخت نیست
     چقدر بحث میکنید
  • علی آقا:)
    سه شنبه ۴ مهر ۹۶ , ۱۴:۴۰
    اقابزرگه ازته دل میخواست یه،سیلی توگوش شمربزنه
    که بادل خودش،وهوای دل خودش یک سیلی توگوش شمرزد
    وعزاداریهاش راروشنترکرد
    ولی یک لحظه به خودش امدودیددرمجلس تعزیزس
    واشتباهاًسیلی برصورت بازیگرشمرزده وناراحت شد

    کلاً،عشق به امام برادم حواس نمیزاره که.....
  • مرد خونه
    دوشنبه ۱۷ مهر ۹۶ , ۰۲:۱۶
    کاش یکی دیگه هم میزد میگفت این یکی مال تو بود 
    D:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

سلام
اینجا قراره جایی باشه برای دوست داشتنی هایم
برای اینکه انرژی مثبت بگیرم
برای دلنوشته هایم
برای خودم و همه ی دوستانم
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

تاریخ ثبت وبلاگم : ٢۶ / ٣ / ١٣٩۶