سین هفتم ...


بوی بهار را حس می کنم .

 روبروی قاب عکست می نشینم و سین های سفره را می شمارم : 

ساعت های بی تو بودنم , سال های چشم انتظاری ام , سبزی بهارهای رفته , سرخی روی چفیه و پلاکت همراه با انگشتری سبز رنگ و صفحات سفید دفترچه خاطراتت که نیمه تمام برایم آورده اند و گفتند : تو دیگر نمی آیی !!

 اما نه .... سین هفتم این سالی هست که پیش رو داریم و من به خودم باز هم امید می دهم که سال آخر است و تو می آیی 😢😢😢


زهرا آخوندی