چشم انداز... 

منظره آنقدر زیبا و دیدنی بود که محوش شدم سریع ماشین را متوقف کردم و پیاده شدم 

آبشاری بلند و شکوه مند از میان کوه ها جاری شده بود و به مرتعی پر از گل های درخشان زرد و نارنجی می رسید

 چشم اندازی بی نظیر و رویایی از بهار ...


بی درنگ تابلو را از نقاش سیار خریدم .. 😮😮


مصطفی چترچی