یک اردیبهشتی توووووپ

مطالب طنز و اجتماعی فوق العاده قشنگ

حکایت مهمان

  • منصوره 🌹🌹🌹
  • جمعه ۶ مرداد ۹۶
  • ۱۷:۰۱

روایت است که حضرت ابراهیم عادت داشتند که تا مهمانی برایشان نیاید لب به غذا نمی زدند .

روزی گذشت و مهمانی برایش نیامد . به صحرا رفت . پس از مدتی جست و جو پیرمرد بت پرستی را دید و فرمود : ای دریغا ! اگر با ایمان بودی می آمدی نزد ما می نشستی و ما را از بی مهمانی بیرون می آوردی !

پیرمرد از کنار او گذشت .

در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت : ای ابراهیم ! حضرت حق سلام رساند و فرمود : این پیرمرد ٧۰ سال است که کافر است و ما روزی او را کم نکردیم , حالا که تنها یک وعده ی ناهار او را به تو حواله کردیم به تهمت بیگانگی به او غذا ندادی ؟!

حضرت ابراهیم در پی وی رفت و او را به خانه اش دعوت کرد . پیر گفت : رد اول برای چه بود و دعوت آخر برای چه ؟!

ابراهیم ( ع ) عتاب حق تعالی را به او گفت . پیر گفت : نافرمانی کردن چنین خدایی از مروت دور است . پس ایمان آورد و از جمله مومنان گشت 


(( جوامع الحکایات , ص ٢١١ , با کمی تغییر ))

  • نمایش : ۱۰۳
  • حسنا مـ
    چه جالب...
    عالی بود
    مرسی
    Maryam mariyana
    سلام 
    جالب بود 
    ممنون
    حسان علی آبادی
    بعله کار خدا همینه دیگه
    😊
    رویا رویایی
    خیلى خوب
    سپاس
    😂😘یگانـღـه😊😍 jb

    13
    باشه اومدم
    Va hid
    سپاس.
    خواهش می کنم
    N@f@s 2000
    عالی بود مرسی
    خواهش میکنم
    سام نجفی نیا
    لایک
    ممنون
    آقای سر به هوا
    ای کاش بتونم از عمل کنندگان به دین باشم😔
    انشالله
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    سلام دوستان
    فقط یادتون باشه دنبالم کنید حتما دنبالتون می کنم
    با تبادل لینک هم موافقم
    نظر هم فراموش نشود
    امیدوارم از مطالب من خوشتون بیاد
    (( کپی از مطالب فقط با ذکر منبع ))
    خوش آمدید دختر پسرای گل به
    وبلاگ یک اردیبهشتی توووووپ

    تاریخ ثبت وبلاگم : ٢۶ / ٣ / ١٣٩۶