تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
جایی برای دوست داشتنی هایم


روایت است که حضرت ابراهیم عادت داشتند که تا مهمانی برایشان نیاید لب به غذا نمی زدند .

روزی گذشت و مهمانی برایش نیامد . به صحرا رفت . پس از مدتی جست و جو پیرمرد بت پرستی را دید و فرمود : ای دریغا ! اگر با ایمان بودی می آمدی نزد ما می نشستی و ما را از بی مهمانی بیرون می آوردی !

پیرمرد از کنار او گذشت .

در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت : ای ابراهیم ! حضرت حق سلام رساند و فرمود : این پیرمرد ٧۰ سال است که کافر است و ما روزی او را کم نکردیم , حالا که تنها یک وعده ی ناهار او را به تو حواله کردیم به تهمت بیگانگی به او غذا ندادی ؟!

حضرت ابراهیم در پی وی رفت و او را به خانه اش دعوت کرد . پیر گفت : رد اول برای چه بود و دعوت آخر برای چه ؟!

ابراهیم ( ع ) عتاب حق تعالی را به او گفت . پیر گفت : نافرمانی کردن چنین خدایی از مروت دور است . پس ایمان آورد و از جمله مومنان گشت 


(( جوامع الحکایات , ص ٢١١ , با کمی تغییر ))


نظرات (۹)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

سلام
اینجا قراره جایی باشه برای دوست داشتنی هایم
برای اینکه انرژی مثبت بگیرم
برای دلنوشته هایم
برای خودم و همه ی دوستانم
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

تاریخ ثبت وبلاگم : ٢۶ / ٣ / ١٣٩۶